فرار !

 یه دختر ( نه از اونایی که آدم فکر ناجور در موردش بکنه ) از خونه فرار میکنه و بعد از یه سری ماجرا بر میگرده خونه.

 

پسر (در حالیکه باور نداره که اون دختر از خونه فرار کرده بوده) : درسته که دیگه این موارد توی کشور زیاد شده ولی فکر نمیکنم تو اینکارو کرده باشی ولی به هر حال تخیل قوی و حس گیری خوبی بود که تونستی به خوبی خودتو جای شخصیت اصلی بزاری و اینطور بیانش کنی !

 

دختر : ------ عزیز...
کاملاً اشتباه کردی.....
فرار دیگه یه چبز معمولی شده....
پس کاری نداره.....!!
...
خیلی راحت آدم می تونه فرار کنه...
و دلیلی هم برای خیال پردازی ندارم!!

 

پ.ن : آیا واقعا زیاد شدن یه مساله باعث عادی شدن اون میشه ؟

آیا واقعا عادی شدن یه مساله باعث میشه که بدون فکر در مورد خوب یا بد بودنش همه اون کارو بکنن ؟ اونم کسایی که یه عمر با مخالفت با اون مساله زندگی کردن ؟

 

پ.ن: شخصیت پسر داستان من نیستم پس در نتیجه دختر شخصیت داستان هم از دوستان من نیست پس لطفا هیچگونه پیش داوری صورت نگیره