مرد تیکه ک.لیس
اینو حمیده با عصبانیت خاص خودش که توی کلاس معروفه و به خاطر زود داغ کردنش و از کوره در رفتنش زبون زد شده پشت سر استاد مشاور پروژه اش گفت
بعد وقتی برگشت منو دید و تازه یادش اومد که منم اونجام و نبایست فحش میداد اونم چه فحشی !
بعدشم انگار که فهمیده باشه کار از کار گذشته مثلا خودشو به حماقت زد و با همون عصبانیت و پشت سر استاد داد زد : « نمره بیست شمارو نمیخوام من فقط دهو میخوام دهو میخوام دهو میخوام » و خندید و بعد گفت اما به شرطی که همش مال خودم باشه ! اینقدرم عرضه دارم که بگیرمش ! حتی بالا ترشو !
راست میگه بیچاره ! بزرگترین مشکلش اینه که ( البته منظور از مشکل همون حسنه ) خیلی حاضر جواب و سر زبون داره و درسشم خوبه و به هیچ نحوی سر کلاس کم نمیاره خوشگل و خوش تیپ هم هست و اهل کل کل کردن با اساتید ! با تموم این حرفا و کل انداختن ها آخر ترم نمره هاش عالیه و همین مسایل باعث شده در کانون توجه همه باشه چه استاد و چه دانشجو ! و دوباره همین نکته باعث شده که حرفایی پشت سرش باشه یعنی پشت سر اساتید جوون نسبت به اون و چون این حرفا به گوش خودشم میرسه خیلی کفری میشه و هر طوری هم که از اساتید حال گیری میکنه و باهاشون کل کل میکنه آخر سر نتیجه معکوس میگیره
الانم داشت با یه استاد جوون دیگه بحث میکرد
پایاننامه شو با یه استاد جا افتاده برداشته بود که مثلا راحت باشه ولی کمیته پایاننامه شرط تصویبش رو روی مشاورت همین استاد جوون در پایاننامه اش گذاشت که بیشترین شایعات پشت سر همین استادنسبت به حمیده بود اینم موند که قبول کنه یا نه و آخرشم چون خیلی از کاراشو انجام داده بود مجبور شد قبول کنه و حاشیه های همیشگی بازم دست از سرش برنداشت
داشت با استاد مشاور اجباریش سر یه بخش از پایاننامه بحث میکرد که برای مطالعه موردی فلان قسمت مطالعات فلان پروژه بهتره و اونم می گفت نه مطالعات فلان پروژه بهتره و من خودم مطالعاتشو دارم و میتونید بیاید از دفترم بگیرید
آخرشم استاد مشاور حرف خودشو زد و گف که کلاس داره و رفت
و حمیده هم از زور عصبانیت یهو دهنش باز شد که :
مردتیکه.....
پ.ن: زیاد به جنبه فرهنگی بودن دانشجوها تاکید نکنین ما که چیزی ندیدیم
پ.ن2: زیاد به حسن نیت اساتید جوون هم تاکید نکنین خیلی مشکوکن |