حتما شما هم توی ایام محرم عادت داشتین که برای تماشای مراسم عزاداری حضرت سید الشهدا شبا توی خونه نمی موندین ! منم همینطور بودم!
اما چون بد جوری سرمایی ام دو سالی میشه که از ایام محرم فقط دو روز تاسوعا و عاشورا رو بیرون می اومدم . چند شب پیش یه کاری پیش اومد که مجبور شدم شبونه از خونه بزنم بیرون
می دونید چی دیدم ؟ معلومه مردم عزاداری که توی این سوز و سرما دسته هارو تشکیل داده بودن و داشتن عزاداری می کردن !
می دونین کیا بودن ؟
(خدا از من و امثال من بگذره )همه اونا کسایی بودن که از نظر من همه شون لات و لوت های محله و الواط و بی سر و پاهای کوچه و خیابونن.
خدایی شرمم اومد !
منی که کلی ادعا دارم اونقدر عشق ندارم و نداشتم که توی سرما برای خاطر آقا که نه برای حفظ این مراسم حتی برای تماشا برم بیرون ولی اونا چی؟
نگید که اونا به خاطر کار دیگه ای اومدن بیرون (گناه خودتونو بیشترش نکنین) برای اون کاری که از ذهنتون ممکنه بگذره شرایط بهتری همیشه وجود داره
وقتی اون جماعت رو دیدم ناخودآکاه گریه ام گرفت . نه برای آقا نه برای اونا نه برای کربلا فقط وفقط برای خودم(که چقدر بد بختم)که حتی آقا هم به هیچ بهونه ای منو برای دیدن مراسم خودش قبول نمیکنه!
همه اون لات و لوت ها یه عشقی تو دلاشون بود که از درون گرمشون میکرد یه نوری توی چشماشون بود که به من که نگاه می کردن از حرارتش داشتم آب میشدم
امروز که سریال شب دهم رو دیدم یهویی یاد اونا افتادم که ممکنه من توی روز روشن بهشون کم محلی میکردم ولی اون شب جلوی عظمت روحشون کم آوردم
پ.ن: محرم رو اول خدا بعد هم همیشه اونایی نگه داشتن که هیچ کس انتظارشو نداشته (یا بهتر بگم داخل آدم حسابش نمیکرده)
پ.ن2: مشکل ما اینه که هر کسی که مثله ما نباشه فکر می کنیم راه غلط رو داره میره و هیچ وقت فکر نمیکنیم که شاید ما داریم راه اشتباه میریم
پ.ن3: دارم به همه اونایی که تا دیروز ملامتشون می کردم غبطه می خورم
پ.ن4: دعام کنین تا بیشتر از این گم نشم هنوز امید دارم که برگردم |