خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 18 خرداد 1387

از ۱۰۰ یا ۲۰۰ متر مونده به خیابون راهنمای ماشین رو زده بود وقتی رسید به خیابونی که میخواست بره خیلی ساده پیچید تو خیابون و راهشو از منتها الیه سمت چپ خیابون ادامه داد بعد برگشت به بچه اش هم گفت : دیدی پسرم یه راننده خوب همیشه قوانین رو رعایت میکنه دیدی بابا چطور راهنما زد و بعدش پیچید تو خیابون!

انگار نه انگار که این خیابون یه طرفه است و از روبرو داره ماشین میاد

 

 

وارد مغازه ای شد که جز چند قلم جنس چیز دیگه ای نداشت بعد گفت : این چند؟ صاحب مغازه گفت چند میخوای باشه؟ گفت: ۲ میلیون

صاحب مغازه گفت :کی میخوای پولشو بدی؟

گفت:یه سال دیگه ! حالا چند؟

صاحب مغازه گفت : ۲ میلیون و چهارصد هزار تومن

گفت :خریدم و صاحب مغازه هم گفت :مال تو

بعد دوباره برگشت و گفت میخوام اینو بفروشم  صاحب مغازه گفت :چند؟

گفت : ۲ میلیون

صاحب مغازه گفت : خریدم و ۲ میلیون بهش داد

 

 

پ.ن:میگن ایرانی ها خیلی زرنگن آیا اینا زرنگیه؟

پ.ن۲:مورد دوم نوعی نذول خوریه که به نذول خوری شرعی معروفه چون تو معامله انجامش میدن

پ.ن۳:آیا خدا انقدر ساده اس که گول این کارای مارو بخوره؟ ما داریم سر کی رو کلاه میزاریم؟

بی ربط:چهار روزی نبودم نتونستم به دوستان سر بزنم باید ببخشن