Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 26 اسفند 1386

از بازار تا خانه

تمام برچسب های قیمت پشت ویترین ها را خواند !

این عید هم باید ارد روشنفکری بدهم !

 

 

پ.ن: این آخرین پستی خواهد بود که در سال ۸۶ آپ میکنم مگر اینکه اتفاق خاصی بیفتد ولی هر روز به وبلاگ خودم و دوستان سر میزنم و مخصوصا اونایی که دعوتم کنن حتما واسه عید دیدنی میرم

پ.ن۲: پیشاپیش عید رو به همه دوستان تبریک میگم مخصوصا به لینکهام و اونهایی که مدام بهم سر میزدن و با راهنمایی هاشون تنهام نمیزاشتن 

پ.ن۳: این مطلب هم کم و بیش در مورد با سیلی صورت رو سرخ نگه داشتن بود به خصوص دم عیدی میدونم که خیلیا واسش حرف و درددل دارن  

پ.ن۴: یه کمی هم خودمونو تحویل بگیریم !! ایمیلم توی پروفایلم هست کسی اگه کاری داشت میتونه باهام تماس داشته باشه حتی میتونید واسم تبریک هم بگید !!!!!!!!!!!!!!!

شنبه 25 اسفند 1386

در یه مراسم که در تجلیل از کار شایسته ای که یه نفر انجام داده بود :

 

سخنران : بسیارند جوانانی همچون ایشان که نه به خاطر اجر و مزد مادی که به خاطر اجر معنوی همچین کارها و کارهای بزرگتری نیز انجام میدن !

برای اینها اجر معنوی قضیه است که اهمیت داره نه مادی !

قهرمان داستان : از آنجایی که یک چیزهایی برای من و یک چیزهایی هم برای شما امکانپذیر نیست و از آنجایی که تامین اجر معنوی این کار از دست شما خارج است و فقط از آن بالایی بر می آید  و همچنین جبران گذشت از چنین اجر مادی برای من میسر نخواهد بود تر جیح میدهم اجر مادی را گرفته و از اجر معنوی چشم بپوشم !

 

 

پ.ن: سرکه نقد به از حلوای نسیه

 

پ.ن2: یه عده انسان نماها با وعده دادن اموراتی که اختیارش را ندارند و نخواهند داشت حتی کوچکترین منافع مردم را هم با این بهانه ها بالا میکشند

 

پ.ن3: همین انسان نما ها میتوانند با زبان چرب خود مردم را به پست ترین حالت ممکن به انواع حیوانات تشبیه کنند پس نباید جلوی آنها کم آورد

 

پ.ن4: هر عملی مزدی دارد و خجالتی ندارد وقتی عملی برای کسی انجام میدهی انتظار مزد داشته باشی که واکنشی کاملا معمول و عادی است

جمعه 24 اسفند 1386

++: یاشار آیا تو به من دروغ گفتی و سر من کلاه گذاشتی و به من خیانت کردی ؟

یاشار: میدونی خیلی کم پیش میاد که من به کسی دروغ بگم یا حتی سرش کلاه بزارم و یا بطور کلی بهش خیانت کنم

++: ممنون ، خیالم راحت شد ! کاری نداری ؟ خداحافظ !

.

.

.

.

@: یاشار حس کردم داری بهش دروغ میگی

یاشار: نه به هیچ وجه ! اشتباه نکن ! من بهش دروغ نگفتم فقط بهش راستشو نگفتم

پنجشنبه 23 اسفند 1386

اصولا توی کشور ما مفاهیم عوض شده و هنجارها به صورت ناهنجاری و ناهنجاریها به صورت هنجار بیان میشه

مثلا : طرف میره نمایشگاه یه ماشین میخره و میاره یه دستی به سر و گوشش میکشه بعد 48 ساعت نگذشته می بره همون ماشینو یه قیمت خیلی بالاتری میفروشه و در این 48 ساعت هم شاید تنها کاری که واسه ماشین کرده اینه که یه دستمال کشیده به اینور و اونورش یا روغنشو عوض کرده یا یه کارای جزیی دیگه که اصلا کار فنی به حساب نمیاد تا تاثیری در قیمت داشته باشه

اونوقت توی جامعه ما بهش میگن یارو رو دیدی؟ چقدر زرنگه ! دو روز نشد کلی منفعت کرد !

حالا فرض کنیم یه آدم خوب و درست به هر علتی میخواد ماشینی رو بفروشه این آدم ماشینو میبره نمایشگاه و صادقانه به خریدار میگه که ایرادی داره یا نه و اگه داره ایرادش چیه و ماشین از کجاها می لنگه اونوقت احتمالا طرف هم میزنه تو سر مال و به قیمت خیلی ارزونتری از دستش در میاره حالا گیرم که نزد تو سر مال! بعد از خرید ماشین واسه دوستاش عوض اینکه از وجدان طرف تعریف کنه میگه یارو خر بود هیچی بارش نبود احمق بود! چندرغاز بهش دادم ماشین دسته گلشو از چنگش در آوردم و بدبختانه همه هم به به و چه چه میکنن که چه آدم تیزی هستی تو !

 

 

پ.ن : این یه مثال کلیشه ای بود ولی همه مون توی همه کاری اینطوری هستیم یا تماشاگریم که نمیدونیم چه کسی رو باید تشویق کنیم و چه کسی رو نه ؟! و یا خودمون طرف معامله ایم که خیلی هم زرنگیم !!!

چهارشنبه 22 اسفند 1386

یه ماشین مدل بالا تو یه خیابون نگه میداره

یه خانوم معولا خوشگل و کلاس بالا و با آرایش غلیظ بعد از کلی بگو بخند با راننده دست میده و خداحافظی میکنه و از ماشین پیاده میشه

بعد 50 یا 100 متر دیگه رو بر میگرده و در خونه رو میزنه یا باز میکنه و میره تو !

 

 

پ.ن: این دفعه نمیخوام مثبت ببینید لطفا کاملا واقع بین باشید

 

پ.ن2: اگر راننده قصد راحتی بیشتر اون خانوم رو داشته پس چرا زحمت 50 یا 100 متر پیاده روی رو بهش میده در حالیکه از همون مسیر اومده ! مگه خونشونو نمیشناسه ؟

سه شنبه 21 اسفند 1386

مبارک باد برای چه ؟

کل کشیدن ؟

قند سابیدن ؟

تور سفید ؟

من که میدانم به اجبار پای سفره ام !!

 

 

پ.ن:این پست شاید به نوعی ضمیمه پست قبلی باشه و حتی قرار نبود که پابلیش بشه ولی بنا به دلایلی شد

دوشنبه 20 اسفند 1386

مراسم بزرگ

تور سفید

مردها و زنهای غریبه

کل کشیدن زنانه

خطبه های سه گانه

و هزار دنگ و فنگ دیگر

یعنی که چه ؟

یعنی اجازه میدهم که دوستم بداری ؟

   1      2      3      4    >>