از ۱۰۰ یا ۲۰۰ متر مونده به خیابون راهنمای ماشین رو زده بود وقتی رسید به خیابونی که میخواست بره خیلی ساده پیچید تو خیابون و راهشو از منتها الیه سمت چپ خیابون ادامه داد بعد برگشت به بچه اش هم گفت : دیدی پسرم یه راننده خوب همیشه قوانین رو رعایت میکنه دیدی بابا چطور راهنما زد و بعدش پیچید تو خیابون!
انگار نه انگار که این خیابون یه طرفه است و از روبرو داره ماشین میاد
وارد مغازه ای شد که جز چند قلم جنس چیز دیگه ای نداشت بعد گفت : این چند؟ صاحب مغازه گفت چند میخوای باشه؟ گفت: ۲ میلیون
صاحب مغازه گفت :کی میخوای پولشو بدی؟
گفت:یه سال دیگه ! حالا چند؟
صاحب مغازه گفت : ۲ میلیون و چهارصد هزار تومن
گفت :خریدم و صاحب مغازه هم گفت :مال تو
بعد دوباره برگشت و گفت میخوام اینو بفروشم صاحب مغازه گفت :چند؟
گفت : ۲ میلیون
صاحب مغازه گفت : خریدم و ۲ میلیون بهش داد
پ.ن:میگن ایرانی ها خیلی زرنگن آیا اینا زرنگیه؟
پ.ن۲:مورد دوم نوعی نذول خوریه که به نذول خوری شرعی معروفه چون تو معامله انجامش میدن
پ.ن۳:آیا خدا انقدر ساده اس که گول این کارای مارو بخوره؟ ما داریم سر کی رو کلاه میزاریم؟
بی ربط:چهار روزی نبودم نتونستم به دوستان سر بزنم باید ببخشن